
اینها را می نویسم برای تویی که هیچ وقت فرصت نشد در خیابان دو کلمه با هم حرف بزنیم تا حرفهای دلم را به تو بگویم...
آنقدر جسمت را برایم برهنه کردی
که یادم رفت روح عریانت چه شکلی بود !
آنقدر سعی کردی برجستگی های بدنت را نشانم بدهی
که وقت نشد یادت بیاورم که می توانی چه شخصیت برجسته ای باشی !
بیا و تمامش کن ، خودت را به یاد بیاور
چادر سپیدت را سرت کن بانوی مهتاب
اگر ممانعت نکنی
فرشته های مهربان با دستهای لطیفشان
این لباس های کثیف دنیا را از تن روحت در می آورند ...
آنجاست که لطافت عشق را لمس می کنی
آنجاست که می فهمی خدا مهربان تر از آن است که قصد اذیت کردن مارا داشته باشد !
لذت لمس لطافت ایمان را از دلت دریغ نکن ...
چادر سپیدت را سرت کن بانوی مهتاب...
[ جمعه 24 بهمن 1393 ] [ 10:23 ] [ dineeslam14 ] [ بازدید : 860 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان (شنبه 06 تیر 1405)
سبحان الله (شنبه 06 تیر 1405)
بازرگان امینو راستگو (شنبه 06 تیر 1405)
دعای روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان (شنبه 06 تیر 1405)
با تقوا شدن (شنبه 06 تیر 1405)
بسم الله الرحمن الرحیم (شنبه 06 تیر 1405)
رستاخیز ممنوع (شنبه 06 تیر 1405)
دعای روز بیست و هشتم ماه مبارک رمضان (شنبه 06 تیر 1405)
یتیم (شنبه 06 تیر 1405)
سخن (شنبه 06 تیر 1405)