دوستم بهم گفت : دنبال چی می گردی؟ چادرت؟! کجا می خواهی بری؟
گفتم :سر خیابان تا جزوه ات را واسه خودم فتوکپی بزنم.
گفت: خب چند قدم که بیشتر نیست زود می آیی. چادر نمیخواهد !
(و خنده ای از شیطنت بر لبهایش نقش بست )
به یاد پوشش خودش افتادم ... گفتم: ( مثل همان دلیل خودت ) چطور تو برای رفتنِ همین مسیر خودت رو آرایش می کنی!!؟ چه فرقی دارد، اونم که چند قدم بیشتر نیست؟
گفت: ( با یک گل که بهار نمی شود) آیا با این رفتار ما (محجبه بودن) واقعاً جامعه از فساد ایمن می شود؟ به نظرم وقتی این همه بی حجاب تر از من و تو هستن، حجاب داشتن من یا تو چه فایده ای دارد؟ اگر قرار است کسی از بی حجابی من منحرف شود و به دامن گناه بیفتد، به فرض که من رعایت کنم، آنقدر بی حجاب هست که باز هم دیگران را به گناه بیندازند! پس چه فرقی می کند من با حجاب باشم یا بی حجاب؟ اگر من مثل تو با حجاب شوم یا تو مثل من شوی فرقی برای جامعه ای با این جمعیت و این بزرگی ندارد.
یک داستان جالب بخاطرم آمد، برایش تعریف کردم:

گنجشکی باعجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت!
پرسیدند: چه میکنی؟
گفت:در این نزدیکی چشمه آبی هست ... نوک خود را پر از آب میکنم وآن را روی آتش میریزم.
گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است!! و این آب فایده ای ندارد.
گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که از من پرسیده شود:
زمانی که دوستت در آتش میسوخت تو چه کردی؟
پاسخ میدهم : هر آنچه از من بر می آمد ...انجام دادم ...
و این پاسخی است که در روز قیامت به خداوند خواهم داد... دیگر قانع شد و با هم به دنبال چادرم گشتیم .

«وقتی یک جوان با مانکنهای زنده روبه رو میشود چگونه غرایز جنسی خود را کنترل کند؟»
این شاید سوال خیلی از جوانهای جامعه امروز باشد. پسری که در خیابان دختری را با بدترین شکل پوشش نگاه میکند و دختری که پسری را با کمترین و تنگترین پوششِ ممکن نظاره میکند؛ چه راهکاری برای کنترل خود باید داشته باشد؟
بالا بودن سن ازدواج، مشکلات مالی و ادامه تحصیل از بیشترین بهانههایی است که برای به تأخیر انداختن ازدواج جوانان استفاده میشود. بهانههایی که گاه از طرف والدین به آنها تحمیل میشود. بهانههایی که شاید یکی از مهمترین دلیلهای بیبندوباری در جامعه کنونی است.
حالا چه کسی باید این مشکلات را کنار بزند و به فریاد جامعه برسد خدا میداند. ولی بحرانی بودنش آنقدر معلوم است که صدای دکتر ابهری(عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و روانشناس اجتماعی) را نیز درآورده است: «در شرایط حاضر که شبکه های ماهواره ای بدون هیچ گونه سانسوری روابط جنسی را به طور عریان و وحشیانه به تصویر می کشند اگر این مدیریت به دست فراموشی سپرده شود و یا به همایش،سخنرانی،مقاله و جلسه ها واگذار و ختم شود باید منتظر آسیبهای اجتماعی روز افزون و ناهنجاریهای اخلاقی فراوانتری باشیم.»][۱]
حرف آقای ابهری درست است ولی فقط من نمیدانم بعد از پوشیدن ساپورت توی خیابان و آرایش زنان توسط مردان و کشف حجاب توی ماشین شخصی و راه اندازی استخرهای مختلط، نوبت به انجام کدام ناهنجاری اخلاقی میرسد.
اللهم عجل لولیک الفرج
[۱]مشروح سخنان دکتر ابهری در لینک زیر
http://www.inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=4&Id=181744&Rate=0
وقتی حرف از امر به معروف و نهی از منکر میشود اولین چیزی که به ذهن میرسد چهرههای عبوس خشنی است که دارند به یک دختر بد حجاب تذکر میدهند. اصلاً انگار صورت دیگری از امر به معروف را ندیدهایم؛ یا فکر میکنیم امر به معروف به همینجا ختم میشود و هیچ شکل دیگری برایش قابل تصور نیست.
حالا اما یک تصویر جدید از امر به معروف برایمان اجرایی شده، تصویری که آنقدر خلاقانه و لطیف امر به معروف میکند که نه تنها موجب ناراحتی نمیشود بلکه ممکن است لبخندی هم بر لبان مخاطب بنشاند. این تصویر را یک راننده میاندوآبی خلق کرده تا به ما ثابت کند برای حجاب کارهای خلاقانه و زیباتری هم میتوان انجام داد.
رانندگان کامیون پشت ماشین را تابلوی دلنوشتههای خود میدانند و بعضی به طنز و بعضی به شعر و جملات قصار اختصاص میدهند؛ جملاتی مثل (اسیرتم به مولا/ بوق نزن سالار خستهس و ...) حالا این راننده میاندوآبی این قالب را شکسته و این عبارت را روی تابلوی دلنوشتههایش ثبت کرده «سلام و درود خداوند تبارک و تعالی بر باحجاب»
برای مشاهده تصاویری زیبا از کامیون نوشتهها به لینک زیر بروید:
http://efaf.mihanblog.com/post/354

سلیقه است دیگر! بعضیها هم چشم بسته راه رفتن را دوست دارند! برایشان فرقی نمیکند راهی که میروند درست است یا غلط؛ به آبادی ختم میشود یا ناکجا آباد.
نمونهاش همین شلوارهای پاره که بعضیها از غرب گرفتند، ولی فکر نکردند آنهایی که اینطور لباس میپوشند به نظام سرمایهداری معترضند و برای قشنگی لباسشان را پاره پاره نمیکنند.
یا آنهایی که موهایشان را مدل خروسی میزنند و نمیدانند این مدل مو برای کسانی است که به یک مکتب جنسیِ خاص گرایش دارند.
یا آنهایی بلوز و شلوار خیلی کوتاه میپوشند و نمیدانند این مدل لباس برای کسانی است که به نوع پوشش اجتماعی اعتراض دارند و قائل به برهنگی کامل هستند.
اما همینهایی که با چشمِ بسته دنبال غرب راه افتادهاند، به محض اینکه حرف از تقلید میشود؛ آن هم از یک روحانیِ عالمِ زاهدِ وارسته که عدالت و دیگر شرایط مرجعیت را دارد؛ ابرو در هم میکشند و صدایشان را مهندسی میکنند! و میگویند: «انسانی که فهم و شعور و عقل دارد، نیاز به تقلید ندارد!»
جالبتر اینکه با اعتماد به نفسِ کامل میگویند این تقلید، کورکورانه است!!!
دنیای امروز به جایی رسیده است که مردان خود را شبیه زنان می کنند. البته این حادثه فجیع و اسفبار را رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در ۱۴۰۰ سال پیش هشدار و پیش بینی کرده و فرمودند:
«و یتزینون بزینة المراة لزوجها، و یتبرّجن النساء و هم منافقوا هذه الامة فی آخر الزمان....» [۱]
(مردانی میآیندکه خود را مثل همسرانشان آرایش زنانه می کنند، و زنانی هم می آیند که خودنمایی و جلوهگری می کنند، اینها منافقین امت در آخر الزمان هستند...)
این یکی از مهمترین مصبیت های کنونی بشر است. امروز برخی مردان گوی سبقت را در آرایش و زینت از زنان ربوده اند. شاید اگر در تاریخ گشتی بزنیم زمانی را پیدا نکنیم که مردان چنین دیوانه وار در اموری که مختص زنان است وارد شده باشند.
به کارگیری انواع آرایش های سر و صورت و استفاده از داروها و وسایل آرایشی زنانه، و آویختن زیور آلات، پوشیدن لباس های دخترانه و تبرّج و خودنمایی های زنانه که حتی بر زنان هم حرام است، متاسفانه در برخی از مردان و پسران مشاهده می شود.
آنقدر این مسئله در جامعه به سرعت رو به عادی شدن است که حتی در سینمای به اصطلاح فرهنگی هم این امر عادی شده و مردان به راحتی در نقش زنان بازی می کنند و با گریم و آرایش زنانه و عشوه گریها ی فراوان تبرّج و خودنمایی که عملی حرام است را به نمایش می گذارند.
آیا عذابی دردناک تر از این برای یک جامعه می توان تصوّر کرد که مردی دیگر در بین ما نباشد؟
آیا مردم مسلمان و خانواده ها و جوانان عزیز مسئولیتی را در قبال این نوع ناهنجاری ها متوجه خود نمی دانند؟
آیا بعضی از دست اندر کاران و متصدیان فرهنگی و مذهبی، در برابر این همه اختلاطی که میان مردان و زنان به صورت غیر ضروری در ابعاد مختلف روز به روز افزایش می یابد و باعث تغییر جنسیت پسران ما شده است، کاری جز سکوت ندارند؟
هشدار رسول خدا بسیار جدی بوده و اگر ما دست روی دست بگذاریم دیگر جامعه پر از مردان زن نمایی می شود که دین خدا را زیر پا خواهند گذاشت و جز نفاق چیزی را برای جامعه به ارمغان نخواهند آورد.
پی نوشت :
[۱]. سفینة البحارج۳ ص۴۹۲

به جرأت میتوان گفت كه هر انسانی آرزو دارد به شهرت برسد و مردم از او به نیكی و بزرگی یاد كنند. در اینكه برای رسیدن به این جایگاه تلاش بسیار لازم است، شكی نیست؛ چون بدون تلاش و كوشش، هیچ كسی به مقام و جایگاهی رفیع نخواهد رسید.
اما نكتهی مهمتر و ظریفتر، یک گام بعد از این شهرت و بزرگی شروع میشود. اینكه تو برای مردم تبدیل به یک الگوی بزرگ میشوی و حالا وظیفهات سنگینتر از قبل شده است.
مریم هاشمی (بانوی وشو كار ایرانی) یكی از همین الگوهاست كه شاید بهترین افتخارش این جملهای است كه مقام معظم رهبری (دام ظله) درباره او فرمودند: «خدا را بخاطر وجود جوانانی همانند شما شكر میكنم.»
بدون طول و تفصیل اضافی برویم سر اصل ماجرا؛ اینكه خانم هاشمی چكار كرد كه مایه شكرگذاری رهبر انقلاب شد. كافی است یك قدم به عقب برگردیم و صحبتهای رهبری را مرور كنیم.
دو نكته اساسی كه به خانم هاشمی گفتند، كلیدهای اصلیِ این ماجراست:
۱) شما با نمایش شخصیت و هویت زن مسلمان ایرانی نشان دادید كه در میادین ورزشی نیز یک زن مسلمان میتواند با حفظ حجاب و حدود دینی، حضوری مقتدر و عزت آفرین داشته باشد.
(قابل توجه تمام ورزشكاران، بازیگران، مسئولان، هنرمندان و تمام كسانی كه الگوی جامعه ایرانی هستند؛ به همان خدایی كه میپرستید، در عین مشهور بودن، میتوان عفیف زندگی كرد.)
۲) یكی از برنامههای ثابت جنگ روانی دشمنان علیه جمهوری اسلامی، القای این ادعای نادرست است كه نخبگان عرصههای مختلف با نظام اسلامی میانهای ندارند كه شما با اقدام خود، وابستگی به نظام اسلامی را از یک سكوی جهانی اعلام كردید.
(باز هم قابل توجه تمام چهرههای شناخته شده؛ فاصله گرفتن از انقلاب و ایران برای محبوب شدن راه درستی نیست. همانقدر كه دوری شما از انقلاب و اسلام ممكن است شما را در دل بعضی محبوب كند؛ دفاعتان از انقلاب و مظاهر اسلامی، میتواند محبت تعداد بیشتری از هموطنانتان را نسبت به شما برانگیزاند.)
خلاصهی كلام؛ در اوج موفقیت و شهرت، نماد یک مسلمان ایرانی باش و خودت را گم نكن؛ مطمئن باش رهبرت خداوند را به خاطر تو شكر میكند.
- پیوندهای مرتبط:

وقتی به عنوان یک بانوی ایرانی، سری به بازار حجاب و عفاف میزنی میبینی انواع و اقسام مدلهای پوشش توی بازار فراهم شده تا با دستی کاملا باز بتوانی نوع پوششات را انتخاب کنی. چادر ساده، چادر ملی، چادر دانشجویی، چادر عربی، چادر مشکی، چادر قهوهای، چادر خاکستری، چادر سفید، مقنعه ساده، مقنعه کرواتی، مقنعه لبنانی، مقنعه سه گوش، مقنعه نمازی، مقنعه چانه دار، مقنعه مهمانداری، مقنعه تل سر خود، مقنعه کویتی، و...
خلاصه تا دلت بخواهد مدل و رنگبندی وجود دارد تا بتوانی طبق سلیقه خودت پوششی مناسب انتخاب کنی.
اما نکتهای که مهم به نظر میرسد، نظارت مسئولین روی این همه مدل و رنگبندی پوشش است. آیا نظارت باید دقیق داشته باشد؟ یا باید آزادمان بگذارند؟ یا همین جوری خوب است؟
بدون حرف اضافه و حاشیههای خستهکننده برویم سراغ تئوریسین بزرگ انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره). ایشان قبل از ورودشان به ایران (در پاریس) جملهای را به خبرنگار خارجی گفتند که با نگاه به آن، هم تکلیف خودمان برای انتخاب نوع پوشش مشخص میشود و هم تکلیف مسئولین که کجاها را باید نظارت کنند.
جمله گهربار حضرت امام این است: «آرى در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولى لازم نیست که چادر باشد. بلکه زن مىتواند هر لباسى را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. ما نمیتوانیم و اسلام نمیخواهد که زن به عنوان یک شىء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام میخواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانى جدى و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمیدهیم تا زنان فقط شیئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند.»
[صحیفه نور ج۵- ۲۹۴]
برای گرگی كه مرگ را برای همهی مردم شهر میخواهد...
"طلبه كوچولو"
باید فكر كنیم امروز چطور میتوانیم با طاغوت مبارزه كنیم.
"طلبه كوچولو"
آیه سی و شش سوره نحل را از آن حذف كنید!
خیلی هم خوب میشود!
«عبادت بدون اجتناب از طاغوت»
"طلبه كوچولو"



