مـﮯ گویند
براے شناخت دختر،
مــآدرش را باید دید.
مـלּ دختــر فاطمــﮧ (س)امـ
از مـــآدرمـ آموختــﮧ امـ
نامحرمــ بودלּ ،
بـﮧ چشم بینــا نیست!
مادرمــ را اگر شناختـﮯ
تمــآم دخترآלּ پاک سرزمینمــ را خواهـﮯ شنـــآخت...
مادر با او تماس گرفت و از او خواست مقداری میوه را پوست بکند و آنهارا آماده روی
میز بگذارد.هیچ وقت دلیل کار های مادرش را نمی فهمید.تاکید مادر برروی پوست کندن
میوه ها بیشتر گیجش کرده بود.
به هر ترفندی بود سعی کرد میوه های پوست گرفته را تا رسیدن مادر تازه نگه دارد اما
وقتی مادر از راه رسید میوه ها شادابی و طراوتشان را از دست داده بودند.هنوز منتظر
بود تا دلیل کار مادر را بداند.مادر هدیه کادو پیچ شده ای را به او داد و گفتː<دلیل کارم
اینجاست.من نمی خواهم تو مثل این میوه ها طراوت و تازگی ات را از دست بدی عزیزم.>
درون بسته هدیه یک چادر مشکی بود.
باز دلم خون شد و چشمم گریست
آنکه درین روز چون من نیست کیست ؟
باز دگر باره رسید اربعین
جوش زند خون حسین از زمین
تابحال پیش خودتون فکر کردین اگه خدا به شما عنایتی کرد و شهید شدین دوست دارین خانواده شما
بعداز شماچه رفتاری داشته باشند تا ادامه دهنده راه شما باشند؟
شاید بعضی ها مسخره کنن اما من بخاطر برخورد هایی که با بعضی ها داشته ام همیشه فکرم
مشغول بودهاگه یه روزی خدا خواست و شهید شدم دوست دارم خانواده ام بعد ازمن چطوری
عمل کنن. بنابر این اینجا وصیتمی کنم :
وصیت می کنم اگر شهید شدم خانواده ام گوش به فرمان ولی فقیه باشند و تنها شعار ندهند
بلکه موقع عمل هم به میدان بیایند و به حرف های خود عمل کنند.
وصیت می کنم اگر شهید شدم خانواده ام تنها و تنها به شرطی از سهمیه ها استفاده کنند که
حق مظلومی به وسیله آن سهمیه ضایع نشود.
وصیت می کنم اگر شهید شدم خانواده ام فخر فروشی نکنند و فکر نکنند چون من شهید شده ام
برای آنها افتخاری هست تا از دیگران بالاتر باشند.
وصیت می کنم اگر شهید شدم خانواده ام بخاطر جایگاهی که نزد مردم پیدا خواهند کرد کسی را
تمسخر وتحقیر نکنند و دلی را نشکنند.

وصیت می کنم اگر شهید شدم هیچکدام از اعضای خانواده ام با سهمیه وارد دانشگاهی
نشوند چرا که با سهمیهنمی شود علمی را کسب کرد.
وصیت می کنم اگر شهید شدم خانواده ام طرفدار مظلوم باشند و بدخواه ظالمان و یاور محرومان.
وصیت می کنم اگر شهید شدم خانواده ام برای توجیه رفتار های خود و یا فرار از واقعیت ها
به کسی تهمت نزند و دروغ نگویند.
وصیت می کنم اگر شهید شدم خانواده ام هرجا و هر مکان و برای هر کاری از واژه خانواده شهید
سوءاستفاده نکنند تا حرمت ها حفظ شود.
وصیت می کنم اگر شهید شدم خانواده ام به فکر تجملات و مادیات دنیا نباشند و همواره با یاد خدا
زندگی کنند و هدف آن ها جز رضای خدا نباشد.
وصیت می کنم اگر شهید شدم خانواده ام دستورات و فرامین دینی را هدف قرار ندهند بلکه
خداوند را هدف زندگی قرار دهند و از دین تنها برای رسیدن به خدا بهره مند شوند.
وصیت می کنم اگر شهید شدم خانواده ام دست به هرکاری که می زنند و هر قدمی که بر
میدارند آن را وسیله ای برای تعجیل در فرج امام زمان قرار دهند.
وصیت می کنم اگر شهید شدم خانواده ام بصیرت خود را افزایش دهند تا بازیچه ای به
دست منافقان وبدخواهان انقلاب نباشند.
پ,ن :
باخودم گفتم تو عاشق نیستی آگه از سرِّ شقایق نیستی
غــرق در دریــا شدن کار تو نیست شیعه مـــولا شــدن کــارتو نیست
من به در گفتم ولیکن بشنوند نکته ها را موبه مو دیوارها
یزیدیان سبزپوش با گوساله های سامری که ساخته بودند گمان می کردند می توانند از
واقعه ای که باعث شد تا روح شهادت طلبی و استکبارستیزی و امر به معروف را در جهان
طنین انداز کرده بود انتقام بگیرند.
از این رو در عاشورای سال 88 شمسی در صف یزیدیان سال 61 هـجری قمری قرار گرفتند و تا
توانستند با خوی وحشیگری همان جنایات را تکرار نمودند.
اما این بار مردم به ندای هل من ناصر ینصرنی نایب امام زمان خود لبیک گفتند و با درک واقعه عاشورا
و هدف والای امام حسین (ع) به خیابان ها آمدند و یزیدیان سبز پوش را از میدان به در کردند.
زخمی که بر بدنه فتنه گران یزیدی صفت از سوی امام حسین (ع) وارد شده بود به زخم چرکین
کینه تبدیل شد و کم کم این زخم چرکین در سال 92 و 93 سر باز کرد.
یزیدیان سبز پوش برای انتقام از واقعه عاشورا ابتدا نوک نیزه ها را به سمت مداحان کشور نشانه
گرفتند و با شایعه سازی های متعدد مانند دریافت پول های کلان و وضع زندگی خوب و
غیره قصد در تخریب چهره مداحان کشور نمودند.

سپس شروع به سنگ اندازی به سمت خیمه های عزاداری نمودند با زدن حرف هایی مانند
چرا زنجیر میزنیدبلکه بیاید زنجیری از دست کسی باز کنید و یا چرا در مجالس هزینه برای پخش غذا
صرف می کنید و ... قصدآتش زدن خیمه های عزا را داشتند.
اما در اقدامی جدید تیر های سه شعبه را به سمت پیام عاشورا که همان امر به معروف است
گرفتند و قبل از محرم با اسید پاشی به چهره ناموس کشور و ربط دادن آن به امر به معروف قصد
در تضعیف پیام عاشورانمودند.
ولی وقتی یزیدیان سبز پوش دیدند با این اعمال نمی توانند شور و اشتیاق مردم نسبت به امام حسین (ع)
را کم کنند تصمیم بر نفوذ به مراسمات را گرفتند و با برگزاری حسین پارتی و تجمع دختران و پسران و انجام
رفتار های زننده و رکیک و مصرف مشروبات الکلی تلاش کردند تا از درون این شور حسینی را کمرنگ کنند.
پیام ما به یزیدیان سبزپوش این است که شما هرگز نمی توانید واقعه ای که از پیش بشارتش از پیش به
آدم،نوح، ابراهیم، اسماعیل، سلیمان، موسی، عیسی و پیامبر خاتم (ص) رسیده بود را برای رسیدن
به مقاصد شومتان در اذهان مردم تخریب نمایید.
اما دلیل کینه فتنه گران بخاطر این است که این انقلاب با الگو گیری از قیام امام حسین (ع) شکل گرفت
و خون هایی برای بقای آن مانند شهدای کربلا ریخته شد و امروز این نسل نیز با الگو گیری از همان واقعه
روح شهادت طلبی را زندگه نگه داشته است و نخواهند گذاشت یزیدیان دوباره آب بر سپاه حق ببندند.
دست خانم بدحجاب و بزک کرده اش رو گرفته بود و توی خیابون شلوغ قدم می زدند
که متوجه شد یه پسر جوون داره به خانمش بد نگاه می کنه.
غیرتی شد و رفت یقه پسره گرفت و کلی بهش فحش های رکیک داد و باهم درگیر شدند
و صدای کشیده و موشت و لگد بود که از دعوای این دوتا بلند شده بود.
مردم ریختن و هردوتا شون رو جدا کردن اما شوهر اون خانم بدحجاب و بزک کرده ول کن
نبود و مدام فحاشی می کرد و اون پسر جوون رو تهدید می کرد.

پیرمردی که اونجا بود رفت جلو و دست گذاشت روی شونه شوهر اون خانم بدحجاب و گفت :
پسرم مالت رو سفت بچسب همسایه رو دزد نکن !!!
با همون حالت عصبانی پرسید منظورت چیه پیر مرد؟ جواب داد : خودت رو یه لحظه بزار جای
اون جوون و به خانمت خوب نگاه کن ببین چی می بینی؟
مرد عصبانی رنگش قرمز شد و دیگه صدایی ازش در نیومد و با عجله دست خانمش رو
گرفت و سوار تاکسی شدن و رفتند...
به نام حضرت دوست
ناخدای انقلاب :
متوقف شدن حرکت علمی کشور یکی از نقشه های اصلی جبهه دشمنان نظام اسلامی است.
سلام عرض می کنم خدمت همه مخاطب های گل معبر سایبری فندرسک. ممنونم که همیشه با نظرات
خوب یا با نقد ها و یا بعضی منتقدین با فحاشی ها معبر رو همراهی و تحمل می کنین.
مدتی هست که جنگ نرم خواب و خوراک من رو گرفته و وقت انجام کار دیگه ای رو ندارم. ازین رو چون ترم آخر
دانشگاهم هست و باید پروژه پایانی رو ارائه بدم، مجبورم فعالیت های تحقیقاتی و عملیاتی خودم در جنگ
نرم رو کاهش بدم و تمرکزم رو چند روزی روی پروژه پایان تحصیلاتم بگذارم.

جایی که من رو استخدام نمی کنن چون نه بند پ دارم نه بند س برای همین مجبورم بیشتر روی تحصیلم
تمرکز کنم تا شاید یه فرجی بشه. لذا از دوستان عزیز درخواست دارم چند روزی کم کاری این حقیر رو تحمل کنن
و اگه میخواین به من کمک کنین از گذاشتن نظرات متفرقه پرهیز کنین.
جسارت این حقیر رو ببخشید یا علی
باوجود تمام ویژگیهای مفید و غیر قابل انكار حجاب برای بانوان، به ذكر این نكته بسنده میكنیم كه حجاب،
لذت و شادی معنوی را برای یك بانوی مسلمان به ارمغان میآورد.

نمیدانید چقدر لذتبخش است وقتی وارد مغازهای میشوم و میپرسم: آقا! اینها قیمتش چنده؟
و فروشنده جوابم را نمیدهد؛
دوباره میپرسم: آقا! اینها چنده؟
فروشنده که محو موهای رنگ کرده زن دیگری است، من را اصلاً نمیبیند.
باز هم سۆالم بیجواب میماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون میآیم.
نمیدانید چه لذتی دارد وقتی در خیابان و دانشگاه و... راه میروید و صد قافله دل، همراه شما نیست...
نمیدانید چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم،
دل مردهایی که چشمشان به دنبال خوشرنگترین زنهاست را میزند.
نمیدانید چه لذتی دارد، وقتی شاد و سرخوش، در خیابان قدم میزنید؛
در حالی که دغدغه این را ندارید که شاید گوشهای از زیباییهاتان، پاک شده باشد!
و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیکترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایی خود را کنترل کنید؛
و زیبایی از دست رفتهتان را به صورتتان باز گردانید.
میدانید چه لذتی دارد، وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید؟
میدانید چه لذتی دارد، وقتی مردهایی که به خیابان میآیند تا لذت ببرند، ذرهای به تو محل نمیگذارند؟
میدانید چه لذتی دارد، وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید؟
میدانید چه لذتی دارد، وقتی کرم قلابِ ماهیگیریِ شیطان برای به دام انداختن مردان شهر نیستید؟
میدانید چه لذتی دارد، وقتی میبینی که میتوانی اطاعت خدایت را بکنی؛ نه اطاعت هوای نفست را؟
میدانید؛ واقعاً میدانید که چه لذتی دارد وقتی در خیابان راه میروید؛
در حالی که یک عروسک متحرک نیستید؛ یک انسان رهگذرید.
واقعاً چه لذتی دارد این حجاب. لذتی وصف ناشدنی...
خدایا؛ لذت حجابم مدام باد...


