[ سهشنبه 12 اسفند 1393 ] [ 19:29 ] [ dineeslam14 ] [ بازدید : 1313 ] [ نظرات (0) ]
بی حجابی را با
شیرینی و عسل به خورد
زنان و دخترانمان دادند!!!
وما می خواهیم با زور
حجاب را به خوردشان بدهیم....
پی نوشت:
اسلام دین
مهربانی است رفیق
نه خشونت....
با حجاب فاطمی زندگی کن .
[ سهشنبه 12 اسفند 1393 ] [ 19:27 ] [ dineeslam14 ] [ بازدید : 1125 ] [ نظرات (0) ]
[ سهشنبه 12 اسفند 1393 ] [ 19:23 ] [ dineeslam14 ] [ بازدید : 903 ] [ نظرات (0) ]

[ سهشنبه 12 اسفند 1393 ] [ 19:23 ] [ dineeslam14 ] [ بازدید : 1331 ] [ نظرات (0) ]
بسم الله ....
جالبه بخونین
آقای کافی نقل می کردند:
داشتم میرفتم قم، ماشین نبود، ماشین های شیراز رو سوار شدیم.
یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود،
اون موقع هم که روسری سرشون نمی کردن!
هی دقیقه ای یکبار موهاشو تکون می داد و سرشو تکون می داد
و موهاش می خورد تو صورت من.
هی بلند می شد می شست، هی سر و صدا می کرد.
می خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه.
برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار دست من نشسته
(خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش)
گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟
بردار یکی بشینه.
نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه!
گفتم: این خانم ماست.
گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش؟
همه خندیدند.
گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم.
یهو یه چیزی به ذهنم رسید.
بلند گفتم: آقای راننده!
زد رو ترمز.
گفتم: این چیه بغل ماشینت؟
گفت: آقاجون، ماشینه!
ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟!
گفتم: چرا؟! دیدم.
ولی این چیه روش کشیدن؟
گفت: چادره روش کشیدن دیگه!
گفتم: خب، چرا چادر روش کشیده؟
گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می دونم!
چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن ،
انگولکش نکنن ،
خط نندازن روشو ...
گفتم: خب، چرا شما نمی کشی رو ماشینت؟
گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن.
این ماشین عمومیه!
کسی چادر روش نمی کشه!
اون خصوصیه روش چادر کشیدن!
\"منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم:
این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم\".
(خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش)
گفت: آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟
بردار یکی بشینه.
نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه!
گفتم: این خانم ماست.
گفت: پس چرا اینطوری پیچیدیش؟
همه خندیدند.
گفتم: خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم.
یهو یه چیزی به ذهنم رسید.
بلند گفتم: آقای راننده!
زد رو ترمز.
گفتم: این چیه بغل ماشینت؟
گفت: آقاجون، ماشینه!
ماشین هم ندیدی تو، آخوند؟!
گفتم: چرا؟! دیدم.
ولی این چیه روش کشیدن؟
گفت: چادره روش کشیدن دیگه!
گفتم: خب، چرا چادر روش کشیده؟
گفت: من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم، چه می دونم!
چادر کشیدن کسی سیخونکش نکنن ،
انگولکش نکنن ،
خط نندازن روشو ...
گفتم: خب، چرا شما نمی کشی رو ماشینت؟
گفت: حاجی جون بشین تو رو قرآن.
این ماشین عمومیه!
کسی چادر روش نمی کشه!
اون خصوصیه روش چادر کشیدن!
\"منم زدم رو شونه شوهر این زنه گفتم:
این خصوصیه، ما روش چادر کشیدیم\".
[ سهشنبه 12 اسفند 1393 ] [ 19:22 ] [ dineeslam14 ] [ بازدید : 1598 ] [ نظرات (3) ]

[ سهشنبه 12 اسفند 1393 ] [ 19:19 ] [ dineeslam14 ] [ بازدید : 1254 ] [ نظرات (1) ]

یک دقیقه تفکر و یک عمر احترام
پیشکش آن دختر
◆عفیف◆نجیب◆صبور◆سجاده نشین و باوقار
که با حجاب خود
استغنای خود را از نگاه آلوده آلودگان اعلام میدارد
و به احترامش که امروز غریب است
و تلخی زهر غربت و"پوزخندهای پرکنایه"را متحمل میشود
.
مایه مباهاتی بانو.
..◆عفیف◆نجیب◆صبور◆سجاده نشین و باوقار
که با حجاب خود
استغنای خود را از نگاه آلوده آلودگان اعلام میدارد
و به احترامش که امروز غریب است
و تلخی زهر غربت و"پوزخندهای پرکنایه"را متحمل میشود
.
مایه مباهاتی بانو.
[ سهشنبه 12 اسفند 1393 ] [ 19:18 ] [ dineeslam14 ] [ بازدید : 1201 ] [ نظرات (0) ]
آخرین مطالب
دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان (شنبه 06 تیر 1405)
سبحان الله (شنبه 06 تیر 1405)
بازرگان امینو راستگو (شنبه 06 تیر 1405)
دعای روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان (شنبه 06 تیر 1405)
با تقوا شدن (شنبه 06 تیر 1405)
بسم الله الرحمن الرحیم (شنبه 06 تیر 1405)
رستاخیز ممنوع (شنبه 06 تیر 1405)
دعای روز بیست و هشتم ماه مبارک رمضان (شنبه 06 تیر 1405)
یتیم (شنبه 06 تیر 1405)
سخن (شنبه 06 تیر 1405)





ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید